ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
97
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
قاضى القضاتى ممالك ايران از كنار فرات تا نهايت جيحون اختصاص و امتياز داد . تا مستهلّ شهور سنهء سبع و سبعمايه از اتّفاق پسر صدر جهان بخارا به كاوبارى به اردو رسيد و اصحاب امام حنيفى بر سبيل شكايت و نكايت ، حكايت استيلا و تسلط نظام الدين بر خود باز مىگفتند كه مذهب و عقيدت ما در نظر پادشاه و امرا خوار و بىمقدار گردانيد ، چنانك امروز به نظر اهانت و استخفاف به ما مىنگرند . او به پاسخ مىگويد : اصحاب ، خاطر عزيز خود آسوده و فارغ و از غم بيهوده فرسوده دارند كه در جمعهء آينده به حضور سلطان عالى با نظام الدين كارى كنم كه تا انقراض عالم و انقطاع نسل بنى آدم از آن به عنعنه باز گويند . و روز جمعه بعد از اداى خطبه و اقامت صلوة بر سبيل استهزا و افسوس روى به نظام الدين آورد « و اباحت مخلوقه من ماء الزّنا » 94 كه جواز نكاح او به مذهب امام شافعى است ايراد و القا كرد . مولانا نظام الدين به پاسخ مىگويد : بدين صورت پيش ما جايز نيست ، و اما جواب الفاسد بالفاسد : مذهب شما به طعن و قدح اولى است و بىتحاشى و عاقبتانديشى مسئلهء جواز نكاح امّ و اخت ايراد كرد كه به مذهب شما موجب آنست كه اگر بعد از آن نكاح آن مادر يا آن برادر به آن خواهر كه در نكاح آورده باشد وطى كند ، . . . « 1 » با مادر يا خواهر يا دختر زنا كند ، حدّ آن زنا به سبب آن عقد نكاح سابق ساقط شود . خصمان انكار اين مسئله كردند . نظام الدين از متن منظومه كه صحيحترين كتابيست حنفيان را ، اين بيت فروخواند : و ليس فى لواطة من حدّ * و لا بوطى الاخت بعد العقد 95 از مناظره و مباحثهء او معارضان چون ماهى بىزبان و بيان آمدند و چون جز خاموشى و سكوت نداشتند ، از آن تعصب سرد پادشاه و امرا و وزرا و حاضران
--> ( 1 ) به منظور رعايت عفاف چند كلمه حذف گرديد .